وب سايت مهندس جمشيد مختاری
( دبیر فیزیک ناحیه ۳ اصفهان )
تلفن ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴
در اين وب سايت سعی شده است که گوشه
ای از جهان را با دقت بيشتری نگاه کنيم تا
معرفت کاملتری نسبت به خالق پيدا کنيم .
جلوه ای کرد رخش ديد ملک عشق نداشت عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد
.
.
آلبرت اينشتين : انسان ، شگفت انگيزترين پديده هستی است ، زيرا جهان با همه عظمتش برای او قابل درک است .
عنوان مطالب
ــ عظمت جهان
ــ آب ماده ای شگفت انگيز
ــ کلاس درس
ــ اعجاز عددی قرآن
ــ خداشناسی و شيخ بهايی
1
عظمت جهان

عکسی که در بالا می بينيد کهکشان راه شيری است . خورشيد ما و منظومه شمسی فقط يکی از نقاطی است که در انتهای يکی از بازوها قرار دارد .
نزديکترين ستاره به خورشيد ما ، آلفا قنطورس نام دارد . فاصله اين ستاره از زمين چهار سال و سه ماه و دو روز نوری است.يعنی نور که در هر ثانيه ۳۰۰۰۰۰۰۰۰متر را می پيمايد ( در هر ثانيه مسافتی معادل ۸ بار چرخيدن به دور زمين ) و بهتر است بدانيم هواپيماهای مافوق صوت سرعتی حدود ۴۰۰ متر بر ثانيه دارند.نور فاصله ميان آلفاقنطورس و زمين را در مدت ۳/۴ سال طی می کند . اگر شما شب به آسمان نگاه کنيد و اين ستاره را ببينيد ، اين چيزی که شما می بينيد متعلق به ۳/۴ سال قبل است . و اين تازه مربوط به نزديکترين ستاره است .
در کهکشان ما (راه شيری ) چيزی حدود ۱۰۰۰ ميليارد ستاره وجود دارد که نزديکترين آنها آلفا قنطورس است .منظومه شمسی فقط يکی از اين نقاط است که به همراهی خورشيد به دور مرکز کهکشان راه شيری می چرخند . فاصله خورشيد تا مرکز کهکشان راه شيری حدود سی هزار سال نوری و قطر اين کهکشان در حدود صد هزار سال نوری است .
خورشيد ما هر دويست و پنجاه ميليون سال يکبار به دور مرکز کهکشان راه شيری می گردد . به اين مدت يک سال کيهانی می گويند . طبق تحقيقات سن زمين حدود چهار ميليارد سال است ، پس می توان گفت سن زمين ۱۵ تا ۱۶ سال کيهانی است .
دورترين ستاره در کهکشان ما ( راه شيری ) از خورشيد حدود ۸۰ هزار سال نوری فاصله دارد . يعنی چيزی که ما فعلا در آسمان می بينيم مربوط به ۸۰ هزار سال قبل است . و اين تازه در کهکشان خودمان است . آيا باز هم کهکشان های ديگری وجود دارد ؟
بله ،تعداد کهکشانی که اکنون می گويند و هر روز در حال افزايش است حدود ۱۵۰ ميليارد است که نزديکترين آنها آندرومد( عکس بالای صفحه ) نام دارد و فاصله آن از زمين ۵/۱ ميليون سال نوری است و اين تازه نزديکترين آنها به زمين است .

و همه اين کهکشانها در اطراف يک فضای تاريک در حال چرخش هستند .

2
آب ماده ای شگفت انگیز
هر مولکول آب دارای یک ناحیه مثبت و یک ناحیه منفی است که این دو ناحیه در دو طرف مولکول آب واقع شدهاند. شیمیدانها با کمک شواهد به این نتیجه رسیدهاند که مولکول آب شکل خطی ندارد، یعنی به این صورت نیست که دو اتم هیدروژن بصورت خطی در دو طرف یک اتم اکسیژن قرار گرفته باشند (HــOــH). بلکه مولکول آب حالت خمیده ای دارد که اتم های هیدروژن در سر مثبت مولکول و اتم های اکسیژن در سر منفی مولکول آب تجمع پیدا نموده اند.
ـــــــ وزن مولکولی آب ۱۸ است .با اين وزن مولکولی در شرايط کره زمين ( از نظر فشار و دما ) آب می بايستی بحالت گاز باشد . امونياک با وزن مولکولی ۱۷ در ۳۳ درجه سانتيگراد زير صفر به حالت بخار است . هيدروژن سولفوريک که از حيث محل در جدول تناوب پهلوی أب قرار دارد و وزن مولکولی آن ۳۴ است در پايين تر از ۵۹ درجه سانتيگراد زير صفر هنوز بخار است .
مايع بودن آب در حرارت معمولی بسيار شايان توجه است .آب تقريبا سه ربع مساحت زمين را پوشانيده و تاثير فوق العاده مهم روی حرارت هوا و شرايط جوی دارد . اگر آب حالت استثنايی نداشت و خواص شيميايی پيش بينی شده در جدول تناوبی را می داشت تغييرات جوی٬ شکل بلای آسمانی بخود می گرفت . و حيات در آن پايدار نمی ماند.
ــــــ گرمای ويژه ( مقدار گرمايی که بايد ۱ کيلوگرم از هر ماده دريافت کند تا دمای آن ۱ درجه سانتيگراد افزايش يابد ) آب ۴۲۰۰ است (SI)و اين بسيار زياد است چون گرمای ويژه الکل و نفت ۲۴۰۰ و گرمای ويژه جيوه ۱۴۰ و اين عدد برای مس برابر ۳۸۰ می باشد . استثنا بودن گرمای ويژه برای آب تاثير زيادی بر روی تعادل دما بر روی کره زمين دارد . آب گرمای زيادی می خواهد تا بصورت مذاب و مايع در آيد و فاصله بين ذوب و بخار شدن آن طولانی است يعنی مدت زيادی بحال مايع باقی می ماند و در درجات خيلی بالا بخار می شود و در نتيجه تغييرات حرارت را تعديل می کند . بعبارت ديگر اگر آب در برابر تغييرات حرارت زمين اين مقاومت را نمی داشت زمين قابل سکنی نمی شد و بشر نمی توانست روی آن زنگی و فعاليت کند .
ـــــــ تغييرات چگالی آب بين صفر تا ۴ درجه سانتيگراد استثنايی است . همه مواد با افزايش دما حجمشان زياد و در نتيجه چگالی انها کم می شود ولی آب اينطور نيست و بر عکس است . يعنی اگر دمای آب را از صفر تا ۴ درجه سانتيگراد افزايش دهيم حجم آن کاهش می يابد و در نتيجه چگالی آن زياد می شود .اگر اينطور نبود چه می شد ؟
با سرد شدن هوا و رسيدن به دماهای زير صفر ، سطح آب يخ می زد و چون چگالی آن بيشتر از آب بود ، يخ به زير آب می رفت و در کف دريا جای می گرفت و باز هم آب موجود در سطح دریا در اثر تماس با هوا سرد می شد و دوباره يخ می زد و به قطعه قبلی اضافه ميشد و اين عمل ادامه پيدا می کرد تا همه آب دریا يخ بزند. و زندگی تمام موجودات دريايی از بين می رفت.ولی در اين حالت استثنايی سطح آب يخ می زند و چون چگالی آب با دمای ۴ درجه سانتيگراد از همه بيشتر است در زير و کف دريا قرار می گيرد و به تدريج که بالا می رويم دما کاهش می يابد تا به صفر درجه سانتيگراد در سطح دريا برسد . در اينحالت با سرد شدن بيشتر دما اندکی ضخامت يخ افزايش می يابد و این يخ مانند يک لباس آب را می پوشاند ( رسانايی گرمايی يخ بسيار کم است و در واقع يک عایق حرارتی است ) و در زير دما بين صفر تا ۴ درجه باقی می ماند و زندگی در زير آب همچنان جريان پيدا می کند .
ـــــــ
ــــ آب خصوصيات ديگری نيز دارد که خالق متعال آن را به منظور استفاده مخلوقات خود چنين آفريده است .در ميان اجسام فقط آب است که در حال انجماد، چگالی آن کمتر می شود و اين باعث می شود که يخ در سطح آب باقی بماند و خود مانند لباسی آب را در برابر سرما محفوظ بدارد و هنگام بهار نيز يخ به سرعت ذوب شود .
ـــــــ چسبندگی سطحی آب بسيار زياد است و همين باعث می شود که آب براحتی از آوند های درختان بالا رود ، در خاک نفوذ کند و باعث حيات آنها شود .
ــــــ خاصيت ديگر ، زيادی قدرت امتزاجی آب است . آب که بهترين مايع حلال است قسمت مهمی از بدن مارا تشکيل می دهد و مهمترين جز خون بشمار می رود .
خيلی از دانشمندان خواص شگفت انگيز آب را مطالعه کرده و خواسته اند علت آنرا کشف کنند ولی از قبول اين ناگزيريم که اگر ما کيفيت حصول تمام پديده ها را نيز بدانيم باز در مقابل سوال ( چرا ) يعنی موضوع عليت ، بايد سکوت اختيار کنيم . غير از آب اجسام ديگری نيز هستند که خواص شگرفی دارند و بشر با فکر محدود خويش از کشف و درک آنها عاجز است و بايد در مقابل آنها سر حيرت و تعظيم فرود بياورد .
جواب اين چراها چيست ؟ايا جز آنست که نظم و ترتيب طبيعت روی يک حکمت عاليه و مشيت بالغه بوجود آمده و اين لطفی است که خالق متعال به مخلوقات خود ارزانی فرموده است .

لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۱/۰۱ خارجي. علمي. انگليس. آب.
يك گروه از شيميدانان در پژوهشي كه شباهت زيادي به كار كيمياگران باستاني دارد نشان دادهاند كه ميدان مغناطيسي ميتواند خواص آبي را كه در آن اكسيژن حل شده باشد، تغيير دهد.
به نوشته نشريه "جورنال او فيزيكال كميستري"، ايچيرو اوتسوكا و سوميئو اوزكي از دانشگاه شينشو در ژاپن يك سلسله آزمايش روي آب مقطر در محيط خلا و بر روي آبي كه اكسيژن در آن حل شده بود، انجام دادند.
اين آزمايشها هر كدام در دو نوبت به انجام رسيد. در نوبت اول بدون اعمال ميدان مغناطيسي و در نوبت دوم تحت تاثير يك ميدان مغناطيسي صورت گرفت.
در اين بررسي مشاهده شد كه ميدان مغناطيسي خواص آب مقطر را تغيير نميدهد اما خواص آب حاوي اكسيژن را دستخوش تغيير ميسازد. از جمله اين تغييرات آنكه آب حاوي اكسيژن تحت تاثير ميدان مغناطيسي ويژگيهاي جديدي در طيف جذب نور بدست ميآورد.
نتايج بدست آمده البته تاييدكننده دعاوي عجيبي كه در گذشته به وسيله گروهي از شركتهاي تجاري در مورد خوا لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۱/۰۱ خارجي. علمي. انگليس. آب.
يك گروه از شيميدانان در پژوهشي كه شباهت زيادي به كار كيمياگران باستاني دارد نشان دادهاند كه ميدان مغناطيسي ميتواند خواص آبي را كه در آن اكسيژن حل شده باشد، تغيير دهد.
به نوشته نشريه "جورنال او فيزيكال كميستري"، ايچيرو اوتسوكا و سوميئو اوزكي از دانشگاه شينشو در ژاپن يك سلسله آزمايش روي آب مقطر در محيط خلا و بر روي آبي كه اكسيژن در آن حل شده بود، انجام دادند.
اين آزمايشها هر كدام در دو نوبت به انجام رسيد. در نوبت اول بدون اعمال ميدان مغناطيسي و در نوبت دوم تحت تاثير يك ميدان مغناطيسي صورت گرفت.
در اين بررسي مشاهده شد كه ميدان مغناطيسي خواص آب مقطر را تغيير نميدهد اما خواص آب حاوي اكسيژن را دستخوش تغيير ميسازد. از جمله اين تغييرات آنكه آب حاوي اكسيژن تحت تاثير ميدان مغناطيسي ويژگيهاي جديدي در طيف جذب نور بدست ميآورد.
نتايج بدست آمده البته تاييدكننده دعاوي عجيبي كه در گذشته به | ص آب مغناطيسي شده مطرح شده بود، نيست اما اين پرسش جدي را مطرح ساخته كه چه عاملي موجب ميشود ميدان مغناطيسي بر ساختار آب تاثير بگذارد. |

3
کلاس درس
معلم خطاب به دانش آموزان : اگر شما در اطاقی قرار داشته باشيد که راهی به خارج نداشته باشد و از شما بخواهند وجود يک آهنربا در پشت يکی از ديوارهای نازک آن اطاق را بررسی کنيد چه خواهيد کرد ؟
يکی از دانش آموزان : از حواسمان کمک می گيريم .
معلم : ديوار کدر است پس پشت آن ديده نمی شود . اهنربا صدايی ندارد پس گوش چيزی نمی شنود . آهنربا بو و مزه ای ندارد پس حس بويايی و چشايی نيز کمک نمی تواند بکند .امکان دسترسی به خارج از اطاق نيز وجود ندارد پس احساس لامسه نيز کاربرد ندارد .
دانش آموز ديگر : پس نمی توانيم وجود آنرا بررسی کنيم .
معلم : شايد اگر بدانيم دنبال بررسی چه چيزی هستيم به ما کمک کند .
دانش آموزی ديگر : ما دنبال آهنربا می گرديم .
معلم : آهنربا چيست ؟
سکوت کلاس
معلم : همه مواد از مولکول و اتم ساخته شده اند . در هر اتم تعدادی الکترون که دارای بار منفی است به دور هسته که از پروتون و نوترون تشکيل شده است می چرخند . در اثر چرخش و حرکت الکترونها به دور هسته درست مانند حرکت الکترونها در يک سيم خاصيت مغناطيسی بوجود می آيد . يعنی هر اتم خاصيت مغناطيسی دارد ولی چون امکان چرخش الکترون به دور هسته در همه جهت ها وجود دارد ٬ جهت دو قطبی مغناطيسی برای هر اتم با ديگری متفاوت است و در کل جسم اتمها اثر يکديگر را خنثی می کنند و برای کل جسم هيچ خاصيتی ديده نمی شود .اما می توان بر روی جهت چرخش الکترونها از بيرون تاثير گذاشت . اگر يک ميدان مغناطيسی قوی در کنار جسم قرار دهيم اکثريت اتمها با ميدان خارجی هم جهت می شوند و اين جسم در شرايط خاصی می تواند اين خاصيت را در خود حفظ کند . که به آن آهنربا می گويند .
يک دانش آموز : ما که نمی توانيم داخل جسم را ببينيم .
معلم : بله ولی اين خاصيت می تواند تا فاصله دوری منتشر شود و حتی از بسياری مواد نيز عبور می کند .
يک دانش آموز : آيا از ديوار می گذرد ؟
معلم : بله ولی با گذشتن از ديوار خاصيت آن ضعيف می شود .
يک دانش آموز : پس به يک وسيله حساس نياز داريم .
معلم : بعضی از مواد هستند که با قرار گرفتن در ميدان مغناطيسی ، سريعا با آن هم سو شده و اثر آن ميدان را تقويت می کنند .
دانش آموز : مثلا چه ماده ای؟
معلم : به اين مواد فرومغناطيس می گويند و معروفترين انها آهن است .
يک دانش آموز : ولی ما هنوز هم نمی توانيم داخل جسم يعنی هم سو شدن جهت حرکت الکترونها را ببينيم .
معلم : درست است .ويژگی ديگر آهنربا آن است که دارای دو قطب است و قطبهای غير همنام آن همديگر را جذب می کنند .
يکی از دانش آموزان : يعنی اگر قطعه آهنی را کنار يک آهنربا قرار دهيم ابتدا خودش نيز آهنربا شده و بعد آنها يکديگر را جذب می کنند ؟
معلم : دقيقا
دانش آموز ديگر : پس يک قطعه آهن بسيار سبک را به آن ديوار نزديک کنيم اگر جذب شد معلوم می شود پشت ديوار آهنربا وجود داشته است .
معلم : آفرين . از يک قطب نما نيز می توانيم استفاده کنيم چون براحتی می چرخد و می تواند ميدانهای ضعيف را نيز تاييد کند . پس چيزهايی وجود دارند که حواس ما آنها را تاييد نمی کند ولی تفکر ما وجود آنها را ثابت می کند .
معلم : اگر من قطعه چوبی به ديوار نزديک کنم و جذب نشود ، آيا می توانم نتيجه بگيرم که آهنربا وجود ندارد ؟
همه کلاس يکصدا : خير
معلم : درست است چون اين آزمايش درست طراحی نشده است .

اعجاز عددي قرآن
در سوره المدثر به عدد ۱۹ اشاره شده است . توصيه مي شود ابتدا آيه ۱۰ تا ۳۰ آن سوره را بخوانيد و بعد به مطالب زير توجه کنيد . 1- اولين آيه بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است. 2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19). 3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است. 4- سوره علق 19 آيه دارد. 5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است. 7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است. 8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) . 9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19). 10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) . 11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است. 12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد : الف) بي ايمانان را آشفته سازد. ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است. ج) ايمان مومنان تقويت نمايد. د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد. ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. 13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35). 14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است. چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد. 16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است . 17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد. 18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد. 19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود . 20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود. 21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جم ع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود. 22- خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است. بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند. بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است. 23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است. 24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است. 25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند. 26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است. 27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود. 28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19). 29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19). 30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) . 31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19). 32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند . 33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19). 34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19). 35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19). 36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19). 37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19). 38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19). 39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19). 40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).
41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19). 42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19). 43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19). درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است: الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“. ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است: 345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14). پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً : 1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است. 2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است. 3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند. 4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند. 5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار 6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار . 7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار . 8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند. 9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند. 10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است. آيا اينها تصادفي است؟ ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست. نتيجه: 1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد. آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟ 2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت. 3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است. حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود: «عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود.» «اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد. در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است.ه قرآن « 
تساوي عددي و هماهنگي رقمي و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعي است كه قدرت بشري از دريافت دقيق آن ناتوان بوده و از توضيح كامل وبيان آن در مي ماند. به عنوان نمونه تعدادي از تناسبهاي عددي آيات قرآن را بيان مي نمائيم. اجر واژه(اجر: مزد): 108 بار در قرآن آمده و به همين اندازه واژه (فعل: كار) آمده است. جزاء كلمه(جزاء: پاداش- كيفر) 117 بار در قرآن به كار رفته و (مغفرت)334 بار. پس آمرزش دو برابر كيفر به كار رفته است! ابليس در قرآن لفظ ابليس 11 بار آمده و عيناً به همين تعداد، يعني 11 بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تكرار شده است. آيات واژه ( آيات: نشانه ها) 382 بار در قران آمده وبا توجه به اينكه واژه ( الناس:مردم) 241 بار و (الملائكة: فرشتگان)86 بار و (عالمين: جهانيان) 73 بار در قرآن بكار رفته، كلمه(آيات) به اندازه مجموع واژه هاي (ناس- ملائكه و عالمين) به كار رفته است. ايمان (ايمان) و مشتقات آن 811 بار در قرآن به كار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن 782 بار و مترادف (علم) يعني(معرفت) با مشتقاتش 29 مرتبه در قرآن آمده است. در نتيجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً 811 بار تكرار شده اند كه مساوي با لفظ (ايمان) به كار رفته اند. بِرّ لفظ برّ( نيكي) و تمام مشتقاتش 20 بار در قرآن آمده كه با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است. جحيم كلمه جحيم( دوزخ) 26 بار در قرآن تكرار شده كه برابر با لفظ عقاب (كيفر) مي باشد. حرث واژه حرث( كشت)14 بار در قرآن آمده، و به همين اندازه واژه زراعت ( كشاورزي) به كار رفته است. دنيا و آخرت كلمه (دنيا) در قرآن 115 بار به كار رفته و واژه (آخرت) نيز عيناً 15 بار در قرآن آمده است. رسل واژه (رسل) 368 بار تكرار شده و واژه نبي 75 بار ، بشير18 بار و نذير 57 بار كه مجموع ارقام مذكور 518 مرتبه است. جاي شگفتي است كه اين عدد با تعداد مواردي كه اسامي پيامبران آمده برابراست. يعني اسامي پيامبرن الهي ( آدم- نوح – موسي و...) نيز 518 بار در قرآن به كار رفته است. صيام واژه (صيام: روزه) و (صبر: شكيبايي) و (درجات: بيمناكي) و (شفقت: مهرباني) هر كدام 14 بار در قرآن آمده است. عقل كلمه (عقل) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده و با موارد به كار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است . محبت واژه (محبت ) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده كه به همين تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداري ) در آيات وجود دارد . لسان كلمه ( لسان: زبان) 25 بار در قرآن آمده است كه با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است. مطالب فوق برگرفته از كتاب (اعجازعددي قرآن) متعلق به عبدالرزاق نوفل مي باشد. |
کلمه فرشته (88) بار و کلمه شیطان نیز (88) بار تکرار شده است
کلمه بهشت (77) بار و کلمه جهنم نیز (77) بار تکرار شده است
کلمه دنیا (115) بار و کلمه آخرت نیز (115) بار تکرار شده است
کلمه گیاه (26) بار و کلمه درخت نیز(26) بار تکرار شده است
کلمه تابستان گرم (5) بار و کلمه زمستان سرد نیز (5) بار تکرار شده است
کلمه مجازات (117) بار و کلمه آمرزش نیز(117 * 2 ) بار تکرار شده است
کلمه آسمان (7) بار و کلمه ساخت آسمان نیز (7) بار تکرار شده است
کلمه زکات (32) بار و کلمه برکت نیز (32) بار تکرار شده است
کلمه شراب (6) بار و کلمه مستی نیز (6) بار تکرار شده است
کلمه رحمت (72) بار و کلمه هدایت نیز (72) بار تکرار شده است
کلمه فقر (13) بار و کلمه ثروت نیز (13) بار تکرار شده است
کلمه بگو (332) بار و کلمه گفتند نیز (332) بار تکرار شده است
کلمه الرحمن ( 57 ) بار و کلمه الرحیم ( 114 ) بار تکرار شده است
کلمه الفجار (3) بار و کلمه الابرار (6) بار تکرار شده است
کلمه سختی (12 ) بار و کلمه اسانی (36) بار تکرار شده است
کلمه ابلیس (11) بار و کلمه استعاذه با لله (11) بار تکرار شده است
کلمه المصیبت (75) بار و کلمه الشکر (75) بار تکرار شده است
کلمه الجهر (16) بار و کلمه العلانیه (16) بار تکرار شده است
کلمه الشده (102) بار و کلمه الصبر (102) بار تکرار شده است
کلمه المحبه (83) بار و کلمه الطاعه (83) بار تکرار شده است
کلمه سجده (34) بار تکرار شده است وما در نماز های یومیه (34) بار سجده می کنیم
نسبت مساحت دریاها با خشکیها
امروز منطبق است . در زمان نزول قرآن کریم هنوز قاره ها کشف نشده بودند و تعیین نسبت دریاها به خشکی ها به هیچ وجه امکان پذیر نبوده است و همانطور که اطلاع دارید قاره آمریکا در قرن (5) کشف شده است . در آیات قرآن جمعا (13) بار از کلمه خشکی (بریابس) و (32) بار از کلمه دریا یاد شده است . یعنی نسبت دریا 45 / 32 و نسبت خشکی 45/13 است که اگر به درصد محاسبه شود دریا 71% وخشکی 29% محاسبه میشود که با محاسبات علمی امروز مطاقبت دارد . این درصدی که بشر امروزه با استفاده از تجهیزات پیشرفته کاپیوترهای مدرن و با استفاده از عکسهای فضاییبدست آورده همانطوری که مشاهده می کنید در لا به لای آیات قرآن مجید که (14) قرن پیش نازل شده است مندرج است.
تاریخ فرود انسان به کره ماه
در سوره قمر (ماه) اشاره ای به ورود انسان به کره ماه شده است . در این سوره کلمه قمر در اولین
آیه قرار دارد. معنای آیه مذکور چنین است:
زمان قیامت نزدیک شده و ماه شکافته شده است
کلمه قمر در قرآن دقیقاَ (1389) بار تکرار شده است . اولین باری که انسان به کره ماه سفر کرد به تاریخ هجری قمری سال (1389) معادل 1969 میلادی بوده است. در آیه مذکور از کلمه شکافته شدن کسر شدن نیز استفاده شده است. سفینه آپولوی (11) زمانی که روی کره ماه فرود آمد چند تکه از خاک و سنگ روی کره ماه را کند و با خود به زمین آورد که مفهوم شکافته شدن ماه را میرساند. در قران کلمه قمر (ماه) به عنوان یک جسم فضایی (27) بار تکرار شده است که مطابق با (27) روز حرکت دورانی ماه به دور کره زمین است . شایان ذکر است که از این حرکت و مقدار آن دانشمندان هیچ گونه اطلاعی نداشتند دورانی ماه به دور کره زمین است . شایان ذکر است که از این حرکت و مقدار آن دانشمندان هیچ گونه اطلاعی نداشتند و فقط این موضوع روشن بود. که روی زمین به مدت (29) روز کره ماه کاملا به طور مشخص مشاهده میشود . در همان حال که ماه هم به دور خورشید در حال حرکت است . به همین دلیل ماه با دو روز تاخیر یک دور کامل حول زمین گردش میکند . به طور خلاصه می توان گفت که قرآن کریم هماهنگ با علم ستاره شنا سی جدید چرخش کامل ماه حول محور زمین را (27) روز مینگارد .